سيد محمد كمره اى
275
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بعد به بازار رفته پسر استاد عباس مرحوم ارّهساز را ديده تشريح از ناخوشى شده بود و تازه امروز به دكان آمده بود . سفارش اره را به او نمودم . بعد به مسجد شاه آمده معلوم بود اوضاع مسجد شاه بالكليه بههم نخورده بود ، بازار رفته ديدم خيلى دلم بههم مىخورد و درد هم گرفته به حدى كه در بازار اگر محل خلوتى پيدا مىشد قى مىنمودم ، اما به ملاحظهء وحشت مردم خوددارى كرده . ميرزا اسماعيل خان كاكا حسن رفيق خود را ديده ، تفصيل اينكه قوام التجار او را جزو خودش و ملحق به مسجد شاهىها نموده خواست نقل نمايد . من هم حالم منقلب . گفتم وقت ديگر . بعد سوار واگون شده در ميدان توپخانه پياده ، آقا ميرزا محمود خان حكيم را ديده تفصيل را به او گفتم . گفت افطار آب شن [ آويشن ] و برگ نعنا و نارنج را دم نموده رقيقا بخوريد و دو روز هرروز پنج مثقال سولفات دوسود بخوريد . بعد سوار واگون مقارن غروب به خانه آمده اول مغرب كربلايى محمد ولى و آقا ميرزا عباسقلى خان ، بعد هم آقا اكبر آقا آمد . افطار آبگوشت و آش سماق و ساده و چلو و خورشت خرفه و پنير و سبزى و خيار و زردآلو و گوجه و آلبالو و چايى خورده ، بعد به فاصله يك ساعتى آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى [ و ] به فاصله نيم ساعت عين الممالك آمده ، تا ساعت سه مشغول صحبت و كلرا و حصبه و مسجد شاهىها و جنگلىها و انگليسىها و اظهار صلح فرانسوىها و ايتاليايىها با آلمان و متفرقه صحبت نموديم . ريشه وقايع مسجد شاه بعد آنها بلند شده ، فقط عين الممالك [ ماند ] كه بعد باهم به مجلس ترحيم دختر كفيل الدوله ، عيال شجاع نظام كه دو روز قبل به مرض حصبه فوت شده بود [ برويم ] ، رفته به قدر ساعتى در منزل كفيل الدوله . عنوان نمود كه وزير فوايد به واسطه ناخوشى سخت پدرش نه به وزارتخانه و نه به هيئت آمده بود . آقا شيخ حسن خان هم ماهى شصت تومان حقوق را از وزارت فوايد عامه مىگيرد . بعد آقا شيخ مهدى نجمآبادى وارد شد ، اظهار داشت كه نجمآبادى در عراق مطابق نوشته خودش مورد مرحمت امير جنگ شده و او را براى نديمى خودش متمايل به نگاه داشتن در عراق نموده و دختر آقا على هم دو روز است فوت نموده به مرض كلرين . بعد من و عين الممالك بلند شده به مسجد . آقا على